الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
384
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) سورهء دوازدهم : الشرح اين سوره ، اگر نگوييم كه با « الضحى » يكى است ، چنان كه فخر رازى از طاووس بن كيسان و عمر بن عبد العزيز اين مطلب را نقل كرده است و در بعضى از اخبار ائمهء اطهار « 1 » عليه السّلام هم بدان اشاره شده است و بعضى از فقهاى ما هم بدان فتوا دادهاند ؛ بلافاصله پس از آن نازل شده است . « 2 » در معناى « وزر » در قول خداى متعال : « وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ » ؛ و بار سنگينى كه مىخواست پشتت را بشكند ، از دوش تو كنار گذاشتيم ، اختلاف كردهاند و به نظر من با توجه به قرينهء وحدت سياق اين دو سوره ، مقصود از « وزر » ، همان مشكلى بوده است كه در اثر انقطاع وحى به وجود آمده بود و اين همان « عسرى » بوده است كه آن را متحمّل مىشده است و « يسر » بعد از تجديد نزول وحى حاصل شده است و در آن روز كه از اين همّ و غمّ فارغ شده است ، بايد كه از نعمت خداوند كه به وى عنايت شده كه همان نبوّت است - صبحت كند : « فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ » ؛ پس هنگامى كه از كار مهمى فارغ شدى به مهم ديگرى بپرداز و به سوى پروردگارت دل سپار . ( 2 ) صاحب كتاب نظم در تفسير اين سوره مىگويد : خداوند پيامبرش را مبعوث كرد ، در حالى كه او كم ياور و سبك بال بود و قريش به همين خاطر او را ملامت مىكردند و مىگفتند : اگر منظورت از اين حرف و كارها اين است كه ثروتمند شوى ، ما آن قدر مال براى تو جمعآورى مىكنيم كه از ثروتمندترين افراد مكه شوى . نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين باره فكر كرد و احتمال داد كه قوم او به خاطر فقرش او را تكذيب مىكنند . براى همين ، خداوند به او وعدهء غنا و بىنيازى داد تا بدين وسيله او را دلدارى دهد و از غمها برهاند ؛ لذا فرمود : « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » ؛ همانا با هر سختى آسايشى است . يعنى اى پيامبر ! در حالى كه مبتلا به فقر و ندارى هستى ، سخنان كفار تو را ناراحت و نااميد نكند ، زيرا در همين دنيا با هر سختى آسايشى در پى بىآن است . سپس خداوند به وعدهء خويش عمل مىكرد و پيامبر هنوز از دنيا نرفته بود كه حجاز و تمام روستاهاى آن و تمام سرزمين يمن را فتح كرد و گاهى دويست شتر را به يك نفر مىبخشيد و هر ساله هديههايى را به ديگران مىداد و براى خانوادهاش آذوقهء يكساله را تهيه مىكرد . « 3 »
--> ( 1 ) . الميزان ( 20 ) ، ص 365 . ( 2 ) . محقق حلّى در شرايع و معتبر . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 815 .